تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی تاریخ و تمدن پارسیان - پیدایش نوروز
دوم فروردین 90

پیدایش نوروز

   نوشته شده توسط: احسان خان محمدی    نوع مطلب :جشنها ومناسبت های ایران باستان ،

«حافظ»


در‌مورد بنیاد جشن نوروز مطالب بیشماری بیان شده كه در این‌جا نمونه‌هایی از آنها را ذكر می‌نماییم. 


1. در روایات زرتشتی و بیشتر نویسندگان ایرانی و عرب و شاعران از‌جمله فردوسی، بنیاد آن را به جمشید پادشاه پیشدادی نسبت می‌دهند و می‌گویند: جمشید شاه تختی بساخت كه دیوان آن‌را بدوش گرفته به هوا بردند و به یك روزه از كوه دماوند به بابل فرود آوردند، مردم با مشاهده این عمل در شگفت شدند و آن روز خاص را نوروز خواندند. 


فردوسی می‌گوید:

                            چـو خــورشیــد تـابـان میــان هــوا

نشستــه برو شــــاه فـــرمـــــانـــروا
جهـــان انجمن شــد بر آن تخت او
شــگفتی فــرو مــانــده از بخت او
بــه جمشیــد بر گــوهـر افشـانـدنـد
مرآن روز راروز نوروز خــوانــدنــد
ســر ســال نـو هـرمـز فــــرودیـــن
بر آســـوده از رنـــج روی زمیـــن
بـــزرگان به شـــادی بیـــاراستنـــد
مـی و جـام و رامشگـران خواستنـد
چنیــن جــشن فــرخ از آن روزگار
به ما ماند از آن خسروان یادگار(1)


2. حكیم عمر خیام در نوروزنامه راجع به جشن نوروز می‌گوید: 


از آن بوده است كه آفتاب در هر 365 شبانه‌روز و ربعی به اول دقیقه حمل بازآید و چون جمشید از آن آگاهی یافت آن را نوروز نام نهاده پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان به او اقتدا كردند و آن روز را جشن گرفتند و به جهانیان خبر دادند تا همگان آن را بدانند وآن تاریخ را نگاهدارند و بر پادشاهان واجب است كه آیین و جشن و رسم ملوك را به‌جای آرند. از بهر مباركی و خرمی‌كردن در اول سال هر‌كسی در نوروز جشن كند تا نوروز دیگر عمر در شادی گذراندند. 


3. این فصل «فروردگان» است كه جشن‌آوری اجداد و نیاكان بود و چنان می‌پنداشتند كه در پنج شب متوالی، ارواح طیبه مردگان، برای دیدار وضع زندگی و احوال باز ماندگان به زمین فرود آمده و در خانه و آشیانه خویش مشغول تماشا و سركشی می‌شوند، اگر خانه تمیز و پاك بود، ارواح مسرور بر می‌گردند، اما در غیر این صورت، آنان غمگین و ناراحت بر‌می‌گردند.

 
4. روایتی دیگر می‌گوید كه نیشكر را جمشید(2)، در این روز پیدا كرد و مردم از كشف و خاصیت آن متحیر شدند. سپس جمشید دستور داد تا از شهد آن شكر ساختند و به مردم هدیه دادند. آن روز را «نوروز» نامیدند. 


5. می‌گویند: اهریمن، بلای خشكسالی و قحطی را بر كره زمین فرو نشانید، اما جمشید به جنگ با اهریمن پرداخت وعاقبت اورا شكست داد. آن‌گاه خشكسالی و قحطی را از ریشه خشكانید و به زمین باز گشت. با بازگشت وی، درختان و هرنهال و چوب خشكی سبز شد. بسا مردم این روز را «نوروز» خواندند و هر كس به یمن و مباركی، در تشتی جو كاشت و این رسم سبزی نشانیدن درایام نوروز از آن زمان تا به امروز باقی مانده است. 


6. بیرونی در آثار الباقیه‌(3) می‌نویسد: «از آداب جشن نوروز این بود كه در صحن هر‌خانه به هفت ستون، هفت رقم از غلات می‌كاشتند و هر‌یك از آنها كه بهتر می‌رویید، دلیل ترقی و خوبی آن نوع غله می‌دانستند». 
در المحاسن و الاضداد نوشته شده: «بیست و پنج روز قبل از نوروز در صحن كاخ سلطنتی، دوازده ستون از خشت خام برپا می‌شد كه بر هر‌یك از آنها یكی از حبوبات را می‌كاشتند و آنها را نمی‌چیدند مگر با نغمه‌سرایی و خواندن آواز. در ششمین روز نوروز این حبوب را می‌كندند و در مجلس پراكنده می‌نمودند وتا شانزدهم فروردین كه مهر روز نام دارد آن را جمع نمی‌كردند(4).

پانویس: 
1‌ـ فردوسی، شاهنامه، جلد اول، ص. 30
2‌ـ جمشید از كهنترین چهره‌های اساطیر هند و ایرانی است(پهلوی، jamshid، jam) اوستاyima و در سانسكریتyama، در اساطیر ودایی، جم سرور جهان مردگان است كه به سعادت ابدی رسیده‌اند، او شاه جهان مردگان سعادتمند است. گناه جمشید این است كه گوشت گاو را برای خوردن مردگان آورده است(یسنه 32، بند 8)در شاهنامه، گناه او ادعای خدایی‌كردن و در وداها، همبستری با خواهرش است كه از آن نزدیكی نسل مردم به وجود می‌آیند. در اوستا دو صفت كلی دارد، یكی به معنای شاهوار و یا درخشان (شید) كه امروز نیز جز‌ءدوم نامهای خورشید، و جمشید می‌بینیم و دیگر به معنای خورشید دیدار است. 
3‌ـ بیرونی ابوریحان آثار الباقیه،… ص. 327
4‌ـ آذر گشسب، موبد اردشیر، مراسم مذهبی وآداب زرتشتیان، تهران، فروهر، 1372، ص. 243