تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی تاریخ و تمدن پارسیان - توصیه‌نامة طاهر ذوالیمینین به پسرش عبدالله
بیست و ششم آبان 90

توصیه‌نامة طاهر ذوالیمینین به پسرش عبدالله

   نوشته شده توسط: محمد    نوع مطلب :مشاهیر ایران زمین ،

طاهر ذوالیمینین- فرماندار سراسر ایران در اواخر قرن دوم هجری- توصیه‌نامه‌ئی به پسر و جانشینش عبدالله نوشته است كه بیانگر روحیة حكومتگرانِ ایرانی درعهد عباسی است. تمامی توصیه‌نامه را طبری (تاریخ طبری: 5 / 156- 160) با استفاده از آرشیو دربار خلافت عباسی نقل كرده است. من در اینجا بخش مهم آنرا می‌آورم...

طاهر ذوالیمینین- فرماندار سراسر ایران در اواخر قرن دوم هجری- توصیه‌نامه‌ئی به پسر و جانشینش عبدالله نوشته است كه بیانگر روحیة حكومتگرانِ ایرانی درعهد عباسی است. تمامی توصیه‌نامه را طبری (تاریخ طبری: 5 / 156- 160) با استفاده از آرشیو دربار خلافت عباسی نقل كرده است. من در اینجا بخش مهم آنرا می‌آورم:

تقوای خدای بی‌همتا را پیشه كن؛ همواره اورا ناظر بركار خویش بدان و خوف اورا ازدل بیرون مكن و دست به كاری مزن كه خشم خدا را به دنبال داشته باشد؛ و رعیتت را نگهبان باش. از امكانی كه خدا به تو داده است برای زندگی اخرویت بهره بگیر، و چنان كن كه خدا همواره پشتیبان تو باشد و روز قیامت تورا از كیفر و عذاب در امان بدارد. بدان كه خدایتعالی تورا مكلف ساخته است كه با بندگانش به نیكی و دادگری رفتار كنی و حق و حدود ویرا در میانشان برقرار بداری، جان و مال وناموس رعیت ومرزهای كشور را به شایستگی پاسداری نمائی، راهها را برایشان پر امن بداری، و وسائل امنیت وآرامش وآسایش آنها را فراهم آوری. بدانكه خدایتعالی دربارة این امور ازتو بازخواست خواهد كرد و برای هركاری كه ازتو سرزده باشد، با كیفر یا پاداش او مواجه خواهی شد. فكر وخرد و دیده و دلت را براین كار بگمار، و مبادا كه امور دنیائی ازاین راه بیرونت ببرد.

… … درهمة شئونات جانب انصاف و میانه‌روی را مراعات كن و بدان كه هیچ چیزی بیش از انصاف وعدل نمیتواند منفعت‌انگیز و امنیت‌گستر و فضیلت‌سار باشد. میانه‌روی و انصاف است كه راه درست را فرارو می‌نهد. یافتن راه درست نشانهء توفیق است؛ و توفیق به سعادت رهنمون میشود. میانه‌روی  سبب استواری دین و سنتهای هدایتگر خواهد بود. در تمامی شئون دنیائیت میانه‌روی پیشه كن. از طلب آخرت و پاداش اخروی با كردار نیكو و سنتهای حسنه و یافتن راههای درست كوتاهی مورز؛ زیرا كه اگر مقصود تو از كارهایت رضای خدا و قبول اولیای خدا باشد، هرچه برای نیكوكاری بكوشی كم كوشیده‌ای.

راستی در امور دنیا عزت میآورد ومانع ارتكاب معاصی میشود، وتورا درراه اصلاح امور یاری میرساند، وهیچ چیزی بهتر ارآن تورا و كارگزاران و رعایایت را به راه صلاح درنمی‌آورد. راستی پیشه كن و آنرا راهنمای خویش قرار بده، كه به وسیلهء آن به مقصودت نائل خواهی شد و بر قدرتت افزوده خواهد گشت و خواص و عوام رعیتت به صلاح خواهند رسید.

 همواره درهمة امورت خدا را درنظر داشته باش، و بكوش كه هركاری میكنی بخاطر رضای او باشد؛ كه اگر چنین كنی رعیتت در اطاعت تو استوار خواهند ماند. در تمام امورت در تلاش یافتن وسیلهء رسیدن به خدا باش كه به وسیلهء این است كه نعمتهای برای تو پایدار خواهد بود.

هیچكدام از كارگزارانت را پیش ازآنكه یقین یابی كه خطائی مرتكب شده ازكار بركنار مكن و بدان كه بدگمانی و واردآوردن تهمت به بیگناهان از خطاهای بزرگ است. همواره نسبت به كارگزارانت خوشبین باش و بدگمانی به آنها را ازخودت دور كن؛ كه اگر چنین كنی آنها یاوران تو خواهند بود. مبادا كه شیطان تورا وسوسه كند كه بر كارگزاران بیگناه خویش بدگمان شوی، و درنتیجه لذت زندگی را ازخود ودیگران دور سازی. خوشبینی باعث نیرومندی وآرامش است، و سبب میشود كه محبت تو دردلها ریشه بدواند، وامور كشور به دلخواه تو به درستی پیش برود. ولی البته نباید كه خوشبینی نسبت به كارگزاران مانع تحقیق و تفحص درامور ملك و ملت و نظارت بر كاركردهای متولیان امور و كنترل احوال رعیت باشد. چنان باش كه نظارت مستقیم بركارهای اولیای امور و اطلاع ازاوضاع واحوال رعایا وكوشش در برآوردن خواسته‌های ملت، اولین وآخرین هم و غم تو باشد؛ زیرا كه این شیوه دین را استوار و سنت را زنده نگاه میدارد.

درهمة این امور نیتت را صافی كن، همواره خویشتن را بر جادة صواب بدار، … … و فراموش مكن كه هرچه در كشور اتفاق بیفتد، مسئولش دربرابر خدایتعالی توای. كارگزارانت را همواره بر دین‌داری و دادگری بدار؛ حدود خدائی را نسبت به كسانیكه مرتكب جرم وجنایت میشوند به درستی و در اندازة قدر و منزلت آنها و استحقاقشان اجرا كن، و همواره بكوش كه مجازاتها با جرم وجنایات تناسب داشته باشد. از مجازات مستحق مجازات خودداری مورز و در آن سهل‌انگاری مكن؛ كه اگر مجازات مستحق مجازات را از دست بنهی خوشبینی را ازتو خواهد گرفت.

برآن باش كه در امورت از شیوه‌های پسندیده پیروی كنی و از شبهات و بدعتها دور بمانی؛ و اگر چنین باشی دینت درست و رادمردیت استوار خواهد ماند.

چون پیمانی ببندی برآن استوار بمان و به وعده‌هایت وفادار باش؛ دیدگانت را برعیبهای رعیتت ببند وهمواره اغماض‌گر باش؛ زبانت را ازدروغ و از زورگوئی بازدار و دروغگویان و بدگویان را ازخود دور كن وبدان كه بزرگترین آسیبی كه به كشورداری وارد میآید از دروغ و دروغگوپروری خواهد بود، زیرا كه دروغ سرآمد همة رذیلتها است و به زورگوئی و دوزبانی می‌انجامد. كسیكه دوزبان باشد سالم درنخواهد رفت و كسی را برای خودش باقی نخواهد گذاشت؛ و كسیكه گوش به سخن دوزبانان بدارد امورش استوار نخواهد شد.

اهل صدق و صلاح را دوست داشته باش، بزرگان را همواره در راه حق یاری كن، ضعیفان را ازنظر دور مدار، ودرهمة اینها تنها خشنودی خدا وثواب اخروی را خواهان باش. همواره بكوش كه دربرابر رعیتت نیك‌سیرت بمانی و از گرایشهای ناپسند و زورگوئی به دور باشی. دست به‌كاری مزن كه نظر مردم ازتو برگردد؛ با رعیت دادگری كن كه دادگری آرامش وآسایش را برای رعیت به ارمغان خواهد آورد. وقتی خشم برتو مستولی شود خویشتن‌دار باش و بردباری و وقار را ازدست منه؛ سختگیر و خودخواه ومغرور مباش. مبادا با خود بیندیشی كه مسلطی وحق داری هركاری بكنی؛ وبدان كه چنین اندیشه‌ئی دلیل بی‌تدبیری شخص و بی‌ایمانی او به خدایتعالی است.

فراموش مكن كه همه‌چیز ازآنِ خدا است، ملك را به هركه خواهد دهد و ازهركه خواهد ستانَد. آنچه سبب زوال قدرت میشود، كفران نعمت خدا و بیدادگری توسط كارگزاران است. اینها كه اصحاب نعمتند و دستشان در امور حكومت گشاده است اگر به نعمت خدا و احساس او كفر بورزند و بوسیلهء قدرتی كه خدایتعالی به آنها داده است زیاده‌روی پیشه كنند خیلی زود نعمت خدا ازآنها برگرفته خواهد شد. برای جمع مال حریص مباش، و بكوش كه گنجها وخزینه‌هایت همیشه مالامال از نیكوكاری ودادگری وتقوا و اصلاح حال رعیت وآبادسازی باشد، و همواره گوشَت را بر روی فریادِ فریادخواهان باز نگاه دار. بدان كه اموال با جمع شدن در خزانه ثمر ندهد بلكه ثمرش آنست كه درراه اصلاح حال رعیت و مواظبت برحقوق آنها و برطرف كردن حاجتهایشان قرار بگیرد. گنج تو آن است كه اموال را در راه خدمت به دین و دینداران صرف كنی. … اگر اصلاح حال رعیت و آبادسازی را وجهة همت خویشتن قرار دهی نعمت خدا برتو خواهد ماند، و خدایتعالی نعمت خویش را برتو افزون خواهد كرد، و درگرفتن مالیات مقرره ازملت نیز تواناتر خواهی ماند؛ زیرا كه اگر گرفتن مالیات بخاطر آن باشد كه رعیت مشمول احسان تو باشند همگان در فرمانبری ازتو و بر اجرای خواسته‌های تو خشنودی نشان خواهند داد.
                      

درهربخشی ازكشور بازرسِ امین و مورد اعتمادی بگمار كه تورا از كارهای كارگزارانت بااطلاع بدارند و چنان شود كه مانا خودت مستقیما ناظر كارهای هركدام از كارگزاران هستی و همة اقداماتشان را زیر نظر داری. اگر خواستی كه امری را به او واگذاری اول دربارة عاقبت آن امر اندیشه كن، و تا اطمینان نیابی كه انجام آن كار به صلاح كشور وملت است دست به اجرایش مزن. از مشورت با اهل بصیرت نیز غافل مباش و بدان كه چه بسا انسان تصمیمی بگیرد كه خیال كند درست است ولی پیروی ازهوا باشد و اگر درعواقب آن نیندیشد نابودیش درآن خواهد بود. در هركارت تدبیر و احتیاط را مراعات كن. هیچ كار مهمی را به فردا وامگذار، و بدان كه فردا نیز كارهائی پیش خواهد آمد و آنگاه تو مجبوری دوكار مهم را یكجا انجام دهی.

همواره آزادگان و بزرگان را با خود بدار، و چون یقین یافتی كه نسبت به تو یك‌روی‌اند وتورا دوست میدارند و درنصیحت ومشورت با تو همكاری میكنند، آنهارا برای مشاورت برگزین و به آنها نیكی كن. به بزرگانِ خاندانهای شریف كه به حاجت افتاده‌اند سركشی كن و بكوش كه حاجتشان را برآورده سازی و اوضاعشان را اصلاح كنی. دركنار این، لحظه‌ئی ازنظر درامر نیازمندان و فقیران و مسكینان وكسانیكه توانائی دادخواهی ندارند و سركوفتگانی كه نمیدانند حقشان را چگونه بستانند غفلت مورز، و برای اطلاع از حال اینها ورسیدگی به امورشان افراد شایسته و پارسا بگمار و به آنها بفرمای كه حاجتهای آنان را به تو برسانند تا بتوانی به دادشان برسی. افراد بی‌درآمد و یتیمان و بیوگان را دریاب و برایشان مقرری از بیت‌المال تعیین كن، تا خدایتعالی زندگیشان را توسط تو اصلاح كند و برتو بركت و رحمت فرو بباراند. زیان‌دیدگان را از بیت‌المال كمك كن، برای بیماران جایگاههای شایسته بساز و پزشكانی را به مداوای آنها بگمار وكسانی را به خدمتشان بدار كه ازآنها مواظبت كنند تا بهبود یابند. … …

تا میتوانی راه رسیدن مردم به خودت را باز بگذار وآنها را با خوشروئی بپذیر و به نگهبانان بگو كه با آنها خوشرو باشند، ودربرابر خواسته‌هایشان بردبار باش.....

طاهر دراین توصیه‌نامه رهنمودهای مفصلی نیز درامر ارتش و دستگاه قضائی و دستگاه مالیاتی و نیز در برخورد با مشكلات كشور به عبدالله نوشته كه همه نشان‌دهندة كاردانی او در كشورداری و اصلاح حال رعیت است. طبری مینویسد كه وقتی نسخه‌ئی از این توصیه‌نامه به دست مأمون رسید، مأمون دستور داد چندین نسخه ازروی آن بنویسند و برای همة كارگزاران دولت عباسی بفرستند تا آنرا در كشورداری و ادارة امور رعایا راهنمای خود قرار داده براساس آن عمل كنند.