تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی تاریخ و تمدن پارسیان - چرا منشور کوروش برسر در سازمان ملل متحد نصب است
هفدهم فروردین 90

چرا منشور کوروش برسر در سازمان ملل متحد نصب است

   نوشته شده توسط: احسان خان محمدی    نوع مطلب :کوروش نامه ،

این تصویر نسخه بدلی منشور کوروش است که در شهر نیویورک قرار دارد ونسخه اصلی ان در موزه انگلستان می باشد این سند به عنوان اولین منشور حقوق بشر شناخته شده و در سال 1971 سازمان ملل متحد ترجمه متن انرا به همه زبانهای رسمی به چاپ رساند وانرا در اختیار دفاتر این سازمان در کشورهای مختلف قرار داد . حال میخواهیم بدانیم که کوروش که بود و در منشورش چه نوشته شده بود که اینچنین مورد استقبال جهانیان قرار گرفت


كورش بزرگ فرزند كمبوجیه و ماندانا اولین كسی بود كه فلات ایران را برای نخستین بار در تاریخ زیر یك پرچم در آورد و پادشاهی ایران را تشكیل داد.

در سال 546 قبل از میلاد , كراسوس شاه لیدیا با اندیشه پیروزی بر سرزمین پارسیان یورشبر ایران زمین را آغاز كرد. وی پیش از یورش, از كاهن معبد دلفی در یونان در زمینه یورش به پارسیان نگر(نظر)خواهی كرد و كاهن به او وعده داد كه اگر حمله كند, امپراطوری بزرگی را نابود خواهد كرد.جنگ با ایران برای لیدیا یك فاجعه تاریخی بود. كروسوس بسختی شكست خورد. كورش خاك لیدیا را در هم نوردید. كروسوس به اسارت ایرانیان در آمد و خاك لیدیا(تركیه فعلی) ضمیمه شاهنشاهی كورش قرار گرفت و مرزهای شرقی ایران به دریای اژه رسید. كورش كراسوس را بخشید و از او یك فرمانده با وفا ساخت و بعدها همین كراسوس و ارتش لیدیا برای پیشبرد هدفهای امنیت گسترانه كورش نبردها كردند.


كورش كه شخصیتی آزاد اندیش و عاری از پی دورزی(تعصب) بود , خدایان و ادیان ملل شكست خورده را به رسمیت شناخت , همگان را در اجرای مراسم دینیشان آزاد گذاشت, معابدشان را در زیر پوشش كمكهای دولتی قرار داد و بدینسان دل های همه ی ملت های مغلوب را بسوی خویش جلب كرد. چشم تاریخ تا آن هنگام چنان فاتح پر مهر و شفقتی را به خود ندیده بود و ملت های مغلوب در برابر این همه مهر و بزرگواری چاره ای جز محبت او را نداشتند و دوستی او در دل همه اقوام تحت قرمانروائی ایران ریشه دواند.


پس از اینكه مرزهای شرقی ایران در جوار بابل قرار گرفت, آوازه انساندوستی و بزرگمنشی كورش به میانرودان رسید و بابلیان را كه از جور ستمگری به نام نبونهید به تنگ آمده بودند بر آن داشت كه دست استمداد بسوی كورش دراز كنند. فتح امپراطوری بابل برای كورش با همكاری مردم بابل و هماهنگی روحانیون مردوخ انجام شد.


كورش پس از تسخیر بابل اعلام بخشش همگانی كرد, ادیان بومی را آزاد اعلام كرد, هیچ انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به جان و مال رعایا باز داشت و دستور داد خرابیهای جنگ را بازسازی كنند و در این راه خود پیش قدم شد و شروع به بازسازی دیوار شهر كرد. در میانرودان چهل هزار یهودی توسط شاهان آشور و بابل برای بردگی به این منطقه آورده شده بودند. كورش دستور آزادی آنها را صادر كرد و به آنها وعده داد موجبات برگشتشان را به سرزمینشان فراهم كند.بعد از فتح میانرودان, شام(سوریه) . فینیقیه و فلسطین نیز ضمیمه خاك ایران شدند


در استوانه معروف به اعلامیه حقوق بشر این بزرگمرد تاریخ چنین نوشته است که گوشه ای از انرا در اینجا می اوریم

منم كورش شاه جهان, شاه بزرگ, شاه شكوهمند, شاه بابل, شاه سومر و اكاد, شاه چهار اقلیم بزرگ جهان, پور كمبوجیه شاه بزرگ شاه انشان, نوه كورش شاه بزرگ شاه انشان, از دودمان شاهان روزگاران دور…. هنگامی كه دوستانه قدم درون بابل نهادم و در میان هلهله های شادی مردم كاخ شاهان و تختگاه آنها را به تصرف در آوردم سلطان بزرگ مردوخ دلهای نیك مردان بابل را با من همراه ساخت زیرا من همواره بر آن بودم كه او را بزرگ بدارم و بستایم. سپاه بزرگ من در آرامش و نظم وارد بابل شدند من به هیچكس اجازه ندادم كه در سومر و اكاد دست به تجاوز و تعدی بزند.من در بابل و دیگر شهر های مقدس نظم و امنیت برقرار كردم.از آن پس مردم بابل به آزادی رسیدند و یوغ بردگی از دوششان برداشته شد… مردم این سرزمینها را به سرزمینهایشان برگرداندم و املاكشان را به آنان باز دادم.