تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی تاریخ و تمدن پارسیان - تمدن پادشاهی 6000 ساله ایران از دید جهانیان (قسمت دوم)

سرپرسی سایکس بعد از دیدار از آرامگاه شاهنشاه کورش بزرگ

«من خود سه بار این آرامگاه را دیدار کرده‌ام ، و توانسته‌ام اندک تعمیری نیز در آنجا بکنم، و در هر سه بار این نکته را یادآورده شده ام که زیارت آرامگاه اصلی کورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز کوچکی نیست و من بسی خوشبخت بوده‌ام که بچنین افتخاری دست یافته‌ام. براستی من در گمانم که آیا برای ما مردم آریائی (هندواروپایی) هیچ بنای دیگری هست که از آرامگاه بنیاد گذار دولت پارس و ایران.. ارجمندتر و مهمتر باشد.»


استرابون جغرافی دان معروف

سرنوشت ایرانیان با حکومت پادشاهیشان چنان بود که در نزد یونانیان نامورترین ملتهای بیگانه محسوب میشدند.

کرنمان در کتاب تاریخ جهانی حوزه مدینترانه از زمان فلیپ دوم مقدونی تا محمد

بدینگونه ایران و فرهنگ پارسی و شاهنشاهی هخامنشی نه تنها از نظر سیاسی بلکه از نظر دینی رسالتی در تاریخ انجام داده است که در کنار رسالت فرهنگ یونانی برای پایه گذاری انسانیت اروپایی یک اصل بنیادین شده است. ایران و یونان (هلاس) دو خواهرند که پایه های دینی و فکری اروپا را بنیان گذاشتند

افلاطون در کتاب قوانینش

پارسیان در زمان شاهنشاهی کورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند. از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند. در زمان او ( کورش بزرگ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند و آنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی میکردند. مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند از این رو در موقع خطر به یاری آنان میشتافتند و در جنگها شرکت میکردند. از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان را همراهی میکرد و به آنان اندرز میداد. آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام میگرفت .

خواجه نظام الملک

ایزد تعالی در هر زمانی از میان خلقش شخصی را برمی گزیده و او را به هنرهای پادشاهان آراسته مینموده است. سپس مصالح جهان و آرام نمودن بندگان و خواباندن فتنه ها و شورش ها را به دست وی می سپرده است. هیبت و شکوه و حشمتی را نصیب او می نموده و همه را در پناه او قرار میداده است تا کشور در کنار او بقا داشته باشد .

تاریخ مسعودی

شاهنشاه اردشیرپاپکان پسر پاپک - پاپک پسر ساسان - ساسان پسر پاپک - پاپک پسر ساسان - ساسان پسر مه هرمس - مه هرمس پسر ساسان - ساسان پسر بهمن - بهمن پسر اسپندیار - اسپندیار پسر گشتاسب - گشتاسب پسر لهراسب بود. او در واقع یکی از نوادگان داریوش و خود را از نیای دارا میدانست. حکومتی که او در شرایط بد اجتماعی ایران بنیان نهاد از حیث اهمیت بسیار مهم بود.

هرودوت

هیچ پارسی یافت نمی شد که بتواند خود را با کورش مقایسه کند. از اینرو من کتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تا کردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود.

باستان شناس فقید پرفسور هرتسفلد

هنر و شکوه شاهنشاهی هخامشی به وضوح در این کاخهای پارسه رویت میشود و این معماری به هیچ وجه با معماری یونانیان قابل مقایسه نیست و نه تنها بر گرفته از معماری یونان نیست بلکه نمونه بارزی از معماری شرق باستان و امپراتوری ایران است.

 

              perspolice2_jpg.jpg

یگر

بزرگی و عظمت شاهنشاهی پارسیان در پروراندن برگزیده ای از فرهنگ - ستوده انسانی است. کزنفون دانسته بود که ملت آزاده پارس گونه ای خویشاوندی با ملت یونان را نشان میدهند.

سرپرسی سایکس درباره شاهزاده ناکام کورش چنین میگوید

برای ایران مرگ کورش کوچک یک بدبختی بزرگ محسوب میشده است. زیرا وی با توانایی و تجربیات همه جانبه اش یک شاهنشاه آرمانی و نمونه محسوب میشده است. او می توانست ایران را دوباره به اقتدار شاهنشاهی کورش و داریوش و خشیارشا بازگرداند. او آگاهی کاملی از کشور یونان داشت ولی اردشیر دوم برادرش او را از میان برداشت و بر تخت نشست.

پرفسور کریستن سن - از بزرگترین ایرانشناسان جهان

حماسه ملی ایرانیان و آرمان شاهنشاهی آنان از پیوند خوردن دو عنصر مهم پهلوانی و دانایی به هم تشکیل شده است ولی به عنوان عامل سوم باید پارسایی را به آن افزود .

هارولد لمب دانشمند امریکایی در کتاب کورش بزرگ

در شاهنشاهی ایران باستان که کورش سنبل آنان است آریایی ها در تاجگذاری به کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک سوگند یاد میکردند که طرفدار ملت و کشورشان باشند و نه خودشان . که این امر در صدهها نبرد آنان به وضوح دیده می شود که خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ کیان کشورشان می تاخته است .

ثعالبی

جمشید شاه گفت : برای مبارزه با ظلم من پادشاه شما شده ام. زیرا خداوند از فضل خود مرا برای اینکار برگزید و مرا از نور خود پوشاند تا زمین را آباد کنم و از مردم پشتیبانی نمایم. بخشش را فزونی دهم و نیکی را گسترش دهم و بدی را نابود کنم.

تاریخ طبری

شاهنشاهان باستانی ایران از کیومرث تا بیشتاسب اکثرا با دادگری فرماروایی کردند. اما از بیشتاسب تا زمان ما فرمانروایی بوسیله دادگری و نظام دینی زرتشتی هردو اداره میشد.

گزنفون


مهمترین صفت کورش دین داری او بود. او هر روز قربانیان برای ستایش خداوند میکرد . این رسوم و دینداری آنان هنوز در زمان اردشیر دوم هم وجو دارد و عمل میشود . دومین صفت کورش عد و گسترش عدالت و حق بود .

دیودور سیسیلی نوشته است که 3000 شتر از شوش آورده شد تا اسکندر طلاها و خزانه پادشاهی ایران را تخلیه کنند. شاهنشاهی ایران مملو از طلا و جواهرات بود و به راستی ایرانیان ثروتمندترین قوم منطقه بودند.

استرابون جغرافی دان معروف درباره شیوه آموزش جوانان ایرانی

جوانان ایران در زمان شاهنشاهان هخامنشی از 5 سالگی تا 24 سالگی آموزشهای تیر اندازی - نیزه افکنی - اسب دوانی و راست گویی میدیدند . مربیان آنان را در جایگاهی ویژه گرد می آوردند و پیش از طلوع خورشید با شیپوری آنان را گرد می آوردند . فرمانده یک گروه جوان 50 نفری به عهده یک شاهزاده یا یک فرمانده مدبر بوده است . آنان در دشت ها و کوهها در برابر خورشید - سرما - گرما دوره میدیدند و خوراک روزانه آنان نان گندم و نان جو و گوشت کباب - تره تیزک و آب بود .

افلاطون در کتاب الکبیادس یکم

کودکان پارسی از 7 سالگی در نزد آموزگاران خود دوره می دیدند. بعد از اینکه به سن 14 سالگی رسیدند استادان آنان از آموزگاران شاهنشاهی انتخاب میشد و دوره های پیشرفته را آموزش میدیدند. اینان ( پارسیان ) ذاتا دادگرترین - میانه روترین و دلیرترین مردمان هستند. آموزگار نخست به آنان تعالیم زرتشت را آموزش میدهد. آموزگار دوم دادگری و روش نیک در سراسر زندگی را به آنان آموزش میدهد. آموزگار سوم میانه روی - دوری کردن از خوی خودپسندی و چیره شدن به شهوات و امیال شخصی را به آنان آموزش میدهد. آموزگار چهارم دلیری و قدرت را به آنان آوزش میدهد.

مسعودی

بهرام گور از آنجایی که رغبت زیادی به دین زرتشت داشت بر نگین انگشتری اش نقش بسته بود " کردار نیک مایه ستایش است ".

              Zoroasteranniversary.jpg

گزنفون تاریخ نگار نامدار یونانی

ما در این باره فکر کردیم که چرا کورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود. سه دلیل را برایش پیدا کردیم. نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پرورش او از کودکی بوده است


هموطن این گونه است تاریخ پربار و شکوهمند ایرانی

ولی ما امروزه چطور امانتدار هایی هستیم ؟؟؟

آیا قدر این همه شکوه و جلال ایرانی رای میدانیم.